امروز رفتم خونه مامان بزرگم میگه من چشم نمیبینه تو یه اس ام اس بده به داییت بگو یه نامه از طرف اقای رحمانی واسش اومده شنبه صبحم باید بره دارایی پیش اقای محمدی واسه مغازش.بعدشم باید وعده کنه با دایی بزرگت با هم برن دفتر خونه 152 واسه وکالت اون سه دونگ مغازه...... دست درد نکنه پسرم
+ نوشته شده در دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۱ ساعت 14:49 توسط امین عمرانی
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است