نامه محرمانه
معاویه از لحاظ امر سیاست ونیرنگبازی محققا درشمار خلفای بزرگ است.
دردوران خلافت هیچ یک از خلفا ایرانیان به اندازه زمان معاویه جوروستم ندیدند.
از این رور هنگامیکه زیاد ب حکومت عراق وایران رسید معاویه فرمانی را که درمورد
قتل وآزار مسلمانان ایران صادر کرده به طور محرمانه نزد وی فرستاد ویادآور شد که
پس از خواندن وبه خاطر سپردن مفاد مزبور آن را ازمیان ببرد تابه دست دشمنان نیفتد.
نویسنده منشور مورد اشاره رئیس دفترمعاویه ویکی از پیروان علی علیه السلام بود.
وی از نامه محرمانه نسخه ای برداشت وبه ابان پسر سلیم تسلیم کرد.
(لسان الملک سپهر مورخ نامی ایران متن این نامه رادرتاریخ خودثبت کرده است.)
واینک فرمان محرمانه معاویه به ترجمه شادروان جواد فاضل:
قوم ایرانی که به نام موالی درمیان ملت اسلام به سر می برندجز باسیاست
عمربن خطاب۱اداره شدنی نیست.
این ملت راباید اسیر کرد باید ذلیل کرد. این ملت را به همان روشی که عمر می کوبید
باید طوری که هرگز نتواند سربلند کند. کوش کن برنامه تو دربرابر ایرانیان باید چنین باشد:
۱-تازیان حق دارند با زنان ایرانی ازدواج کنندولی ایرانی ها ازاین حق محرومند
زیرا عرب بایداز خانواده های ایرانی میراث ببردولی ایرانیان چنین حقی ندارند.
۲-از جیره آنها که حق عمومی ملت است تا می توانی کسرکن.
۳-درتقسیم خواروبار وارزاق تا می توانی ازسهم آنان ببروفقط نان بخورونمیری به آنهابده.
۴-در جبهه جنگ صف مقدم وسپر حمله نخست دشمنان رااز ایرانیان گذار تا
طعمه حمله تازه نفس دشمن قراگیرند.
۵-درجنگ ها کارهای بدنی سخت صاف کردن راهها کندن مواهع وهر کاردشوارو
طاقت فرسا را به آنان واگذار.
۶-ایرانی هرقدر هم که صالح وپرهیزکار ودانا باشد حق امامت جمعه رابر مسلمانان
درنماز ندارد.
۷-ایرانی هرچندپاک وشریف وفداکار ومومن به اسلام باشدنباید بر عرب برتری داشته باشد.
۸-ایرانی نبایددرصف اول نمازگزاران قراگیرد.
۹-ایرانی را به هیچ وجه برای فرمانروائی وپاسداری مرزها نفرست.
۱۰-هیچ ایرانی حق حکومت برشهرهاراندارد.
۱۱-ایرانی هرچندفقیه وعالم باشدحق داوری وقضاوت راندارد.
برادر به جان خودم سوگند اگر عمر وابوبکر کرسی خلافت را نمی ربودند امروز ماوملت
اسلام درچنگ هاشمیان وایرانیان خواروزبون بودیم.
اکنون خلافت درچنگ مااست وبرتوسن آرزوسواریم ولی باید بدانیم که(( نژادایرانی دشمن
حکومت وقدرت امویان است.))
((اگر اسلام باتازیان مساوی نباشد مثلا اگریک ایرانی یک نفرتازی رامی کشت اوراشدیدن
محکوم می ساختم ولی چنانچه یک عرب یک ایرانی را می کشت قاتل اورا معاف میکردم
ودیه اورانصف می نمودم . ولی جهد کن تاایرانیان راذلیل کنی .
به ایرانیان توهین کنی آنان رااز دستگاه ادارات دورکنی ودر رتق وفتق امور از آنان کمک نخواهی
وبه خواست های آنان بی اعتنا باش .
دردوران خلافت هیچ یک از خلفا ایرانیان به اندازه زمان معاویه جوروستم ندیدند.
از این رور هنگامیکه زیاد ب حکومت عراق وایران رسید معاویه فرمانی را که درمورد
قتل وآزار مسلمانان ایران صادر کرده به طور محرمانه نزد وی فرستاد ویادآور شد که
پس از خواندن وبه خاطر سپردن مفاد مزبور آن را ازمیان ببرد تابه دست دشمنان نیفتد.
نویسنده منشور مورد اشاره رئیس دفترمعاویه ویکی از پیروان علی علیه السلام بود.
وی از نامه محرمانه نسخه ای برداشت وبه ابان پسر سلیم تسلیم کرد.
(لسان الملک سپهر مورخ نامی ایران متن این نامه رادرتاریخ خودثبت کرده است.)
واینک فرمان محرمانه معاویه به ترجمه شادروان جواد فاضل:
قوم ایرانی که به نام موالی درمیان ملت اسلام به سر می برندجز باسیاست
عمربن خطاب۱اداره شدنی نیست.
این ملت راباید اسیر کرد باید ذلیل کرد. این ملت را به همان روشی که عمر می کوبید
باید طوری که هرگز نتواند سربلند کند. کوش کن برنامه تو دربرابر ایرانیان باید چنین باشد:
۱-تازیان حق دارند با زنان ایرانی ازدواج کنندولی ایرانی ها ازاین حق محرومند
زیرا عرب بایداز خانواده های ایرانی میراث ببردولی ایرانیان چنین حقی ندارند.
۲-از جیره آنها که حق عمومی ملت است تا می توانی کسرکن.
۳-درتقسیم خواروبار وارزاق تا می توانی ازسهم آنان ببروفقط نان بخورونمیری به آنهابده.
۴-در جبهه جنگ صف مقدم وسپر حمله نخست دشمنان رااز ایرانیان گذار تا
طعمه حمله تازه نفس دشمن قراگیرند.
۵-درجنگ ها کارهای بدنی سخت صاف کردن راهها کندن مواهع وهر کاردشوارو
طاقت فرسا را به آنان واگذار.
۶-ایرانی هرقدر هم که صالح وپرهیزکار ودانا باشد حق امامت جمعه رابر مسلمانان
درنماز ندارد.
۷-ایرانی هرچندپاک وشریف وفداکار ومومن به اسلام باشدنباید بر عرب برتری داشته باشد.
۸-ایرانی نبایددرصف اول نمازگزاران قراگیرد.
۹-ایرانی را به هیچ وجه برای فرمانروائی وپاسداری مرزها نفرست.
۱۰-هیچ ایرانی حق حکومت برشهرهاراندارد.
۱۱-ایرانی هرچندفقیه وعالم باشدحق داوری وقضاوت راندارد.
برادر به جان خودم سوگند اگر عمر وابوبکر کرسی خلافت را نمی ربودند امروز ماوملت
اسلام درچنگ هاشمیان وایرانیان خواروزبون بودیم.
اکنون خلافت درچنگ مااست وبرتوسن آرزوسواریم ولی باید بدانیم که(( نژادایرانی دشمن
حکومت وقدرت امویان است.))
((اگر اسلام باتازیان مساوی نباشد مثلا اگریک ایرانی یک نفرتازی رامی کشت اوراشدیدن
محکوم می ساختم ولی چنانچه یک عرب یک ایرانی را می کشت قاتل اورا معاف میکردم
ودیه اورانصف می نمودم . ولی جهد کن تاایرانیان راذلیل کنی .
به ایرانیان توهین کنی آنان رااز دستگاه ادارات دورکنی ودر رتق وفتق امور از آنان کمک نخواهی
وبه خواست های آنان بی اعتنا باش .
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۱ ساعت 15:51 توسط امین عمرانی
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است