روزی شیطان تصمیم گرفت از کار خود دست بکشد .اعلام کرد می خواهد ابزارش را با قیمتی مناسب به فروش بزاره.پس وسایل کارش را به نمایش گذاشت که شامل خودپرستی ،نفرت،ترس،خشم،حرص،حسادت،شهوت،قدرت طلبی و...میشد .اما یکی از این ابزارها بسیارکهنه وکارکرده به نظر میرسیدوشیطان حاضرنبود ان را به قیمت ارزان بفروشد.کسی از شیطان پرسید :این وسیله گران قیمت چیست؟ شیطان گفت :"نامیدی وافسردگی"پرسیدند:"چرا این همه گران؟"شیطان گفت: این وسیله برای من بیش از ابزار دیگر موثر بوده .هرگاه سایر وسایلم بی اثر می شوند تنها با این وسیله می توانم قلب انسان ها بگشایم و کارم را انجام دهم.اگر بتونم کسی را وادارم که احساس دلسردی وتنهایی کنه ان وقت میتونم هرچه میخوام با او بکنم .من این وسیله را روی همه ی انسان ها امتحان کرده ام وبه همین دلیل کهنه است.