لبخند بزن!

عكاس مدام اين جمله را تكرار مي كند.

اصلا برايش مهم نيست،كه در وجودت

حتي يك بهانه براي لبخند نيست...
.

بیچاره چوب کبریت کوچک ...

آتش از سرش شروع شد ولی بر جانش افتاد ...

.

حــــــــــــوا...

تو مگر سیب را پوست کندی خوردی؟

که دنیا اینگونه پوست ما را میکند

.

هنوز هم ، 

حوالی خواب های شبانه ام پرسه میزنی...

لعنتی !!

دیر وقت است ، آرام بگـــــــیر...