دخترخانوم!
مرا دخترخانوم مینامند
معنا پیدا میکند و نه با اشک و افسون
اما تمام اینها را دربرمیگیرد
من نه ضعیفم نه ناتوان
چرا که خداوند مرا بدون خشونت و زور و بازو میپسندد

اشک ریختن ضعف من نیست
قدرت روح من است
اشک نمیریزم تا توجهی را جلب کنم
با اشکم روحم را میشویم
خانه بی من ساکت و سرد است
چرا که شور و حال زندگی
با صدای بلند حرف زدن
و موسیقی گوش دادن نیست
زندگی ترنم لالایی ارامش بخشی را میطلبد
که خدا در جادوی صدای من نهفته است
من تنها با ازدواج کردن و مادر شدن نیست
که معنا میگیرم
من به تنهایی معنا دارم
معنای عمیقی در واژه دختر بودن است
اگر فرهنگ غلط و کوتاه نظری من را ضعیفه میخواند
باز هم قوی تر از قبل از بشت همین واژه سر بلند میکنم
و لبخند میزنم
چرا که خداوند مرا دختر افریده
و همین برای من کافیست.....
مضمونی که جذابیتش نفس گیر است
دنیای دخترانه من نه با شمع نه با عروسک
معنا پیدا میکند و نه با اشک و افسون
اما تمام اینها را دربرمیگیرد
من نه ضعیفم نه ناتوان
چرا که خداوند مرا بدون خشونت و زور و بازو میپسندد

اشک ریختن ضعف من نیست
قدرت روح من است
اشک نمیریزم تا توجهی را جلب کنم
با اشکم روحم را میشویم
خانه بی من ساکت و سرد است
چرا که شور و حال زندگی
با صدای بلند حرف زدن
و موسیقی گوش دادن نیست
زندگی ترنم لالایی ارامش بخشی را میطلبد
که خدا در جادوی صدای من نهفته است
من تنها با ازدواج کردن و مادر شدن نیست
که معنا میگیرم
من به تنهایی معنا دارم
معنای عمیقی در واژه دختر بودن است
اگر فرهنگ غلط و کوتاه نظری من را ضعیفه میخواند
باز هم قوی تر از قبل از بشت همین واژه سر بلند میکنم
و لبخند میزنم
چرا که خداوند مرا دختر افریده
و همین برای من کافیست.....

+ نوشته شده در دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۲ ساعت 12:42 توسط حافظی
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است