مرا دخترخانوم مینامند

مضمونی که جذابیتش نفس گیر است

دنیای دخترانه من نه با شمع نه با عروسک


معنا پیدا میکند و نه با اشک و افسون


اما تمام اینها را دربرمیگیرد


من نه ضعیفم نه ناتوان


چرا که خداوند مرا بدون خشونت و زور و بازو میپسندد


اشک ریختن ضعف من نیست


قدرت روح من است


اشک نمیریزم تا توجهی را جلب کنم

با اشکم روحم را میشویم
اسمایلیـــ هایـــ سنجابـــ و فندقــــ

خانه بی من ساکت و سرد است


چرا که شور و حال زندگی

با صدای بلند حرف زدن


و موسیقی گوش دادن
نیست

زندگی ترنم لالایی ارامش بخشی را میطلبد


که خدا در جادوی صدای من
نهفته است

من تنها با ازدواج کردن
و مادر شدن نیست

که معنا میگیرم

من به تنهایی معنا دارم


معنای عمیقی در واژه دختر بودن است


اگر فرهنگ غلط و کوتاه نظری من را ضعیفه میخواند


باز هم قوی تر از قبل از بشت همین واژه سر بلند میکنم

و لبخند میزنم


چرا که خداوند مرا دختر افریده


و همین برای من کافیست.....
اسمایلیـــ هایـــ سنجابـــ و فندقــــ