.............
دلم تنگ می شـود گاهـی ... برای يک دوستت دارمِ سـاده ! دو فنجـان قهــوه ی داغ ! ...سه روز تعـطيلی در زمسـتان ! چـهار خنـده ی بلنــد ! و پنــج انگشـتِ دوست داشتـنی
.
تو را دوست دارم
چه فرق می کند که چرا یا از چه وقت یا چطور شد که ...
چه فرق می کند ...؟
وقتی تو باید باور کنی و نمی کنی
و
من باید فراموش کنم که نمی کنم
.
زیر پا که لهت کردند روی سر میگذارندت به عزت و شرف لا اله الا الله...
.
آنقدر مرا سرد کرد...
از خودش...
از عشقش...
که حالا به جای دل بستن یخ بستم...
حالا به سمت احساسم نیا که لیز میخوری...
.
آمدنش را حیران بنگرم یا رفتنش را مات بمانم؟؟؟
باد اورده را باد میبرد...قبول...
دلم را که باد نیاورده بود!!!
+ نوشته شده در دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۲ ساعت 0:42 توسط علیرضا علیزاده
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است