taghi_2-small.jpg

 مادر کودکش را شیر می دهد و کودک از نور چشم مادر خواندن و نوشتن می آموزد

 وقتی کمی بزرگتر شد  کیف مادر را خالی می کند تا بسته سیگاری بخرد

 بر استخوان های لاغر و کم خون مادر راه می رود تا از دانشگاه فارغ التحصیل شود

 وقتی برای خودش مردی شد پا روی پا می اندازد 

 و در یکی از کافه تریاهای روشنفکران

 کنفرانس مطبوعاتی ترتیب می دهد و می گوید : عقل زن کامل نیست ...

 یادمان نرود ؛ همه ی ما شیر مادرمان را خورده ایم...