حجاب1
بــﮯ خود
برايم دليل و مدرك نيــــــاور!
مــלּ يكـــ دخترمــ
مـﮯ دانمـ كـه صـلاح مــלּ در "حجــاب" استـــ
بــــراي مـלּ
دليلـﮯ بزرگـــ تر از "سخن خدايــمـ" نيستـــ
مـלּ حجـــــاب مـﮯ كنم
چون خــداي مــלּ اينگونـه مـﮯ خواهـد
**************************************************
در ميــآלּ اين همـﮧ چشـــمـ ،
نگـــــــــآه تو
مرا بـﮯ نياز مـﮯ سازد
از هر نگـــــآهـــﮯ ...
**************************************************
فرقـﮯ نمـﮯ كند
كجآ
يــآ
كِـﮯ!
در هيــاهوي اين شهر
هركجا و هر وقت دچار واهمه شدي
با "ايمـانت" وضــو بگير
زيــر لـب
نيـَـت كـלּ
"حجآب مـﮯ كنم قربة الـﮯ الله"
*************************************************
من يــك دختــــرم
بـا "عروسكـــ هـآيم" بـآزے كردمــ
بـا "رويــا هــآيــم" بـــزرگ شــدمــ
بـا "اشكـــ هآيـم" خــو گرفتــمــ
و
بـا حفـظ "ارزشــ هآيـم" بـه اوج مـﮯ رسمــ
ايـن است دنيـــآے دختـــرانه مــن

به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است