ای شکسته دل...

چرا تو ای شکسته دل ، خدا خدا نمیکنی ..؟
خدای چاره ساز را،چرا صدا نمیکنی..؟

به هر لب دعای تو فرشته بوسه میزند..
برای درد بی امان ، چرا دعا نمیکنی..؟

به قطره قطره اشک تو خدا نظاره میکند ..
به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمیکنی..؟

سحر ز باغ ناله ها ، گل مراد میدمد ..
به نیمه شب چرا لبی به ناله وا نمیکنی..؟

دل تو مانده در قفس ،جدا زآشیان خود..
پرنده ی اسیر را چرا رها نمیکنی..؟

ز اشک نقره فام خود، به کیمیای نیمه شب..
مس سیاه قلب را چرا طلا نمیکنی..؟

به بند کبر و ناز خود از آن اسیر مانده ای..
که روی عجز و بندگی به کبریا نمیکنی..؟
+ نوشته شده در جمعه ۷ تیر ۱۳۹۲ ساعت 21:49 توسط حافظی
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است