1- بعضى از مفسران شان نزولهايى براى آيات فوق ذكر كرده‏اند كه احتمالا همه از قبيل" تطبيق" است، نه" شان نزول". از جمله داستان" وحشى" است كه در ميدان احد بزرگترين جنايت را مرتكب شد، و عموى پيامبر (صلي الله عليه و آله) حمزه آن افسر شجاعى كه جان خود را همه جا سپر براى پيامبر (صلي الله عليه و آله) مى‏ساخت به طرز ناجوانمردانه‏اى شهيد كرد، هنگامى كه اسلام اوج گرفت مسلمانان در همه جا پيروز شدند، وحشى مى‏خواست اسلام بياورد اما مى‏ترسيد اسلامش مورد قبول واقع نشود كه آيه 53 نازل گرديد و او اسلام آورد. پيامبر (صلي الله عليه و آله) از او پرسيد: عمويم حمزه را چگونه كشتى؟ وحشى ماجرا را شرح داد پيامبر (صلي الله عليه و آله) سخت گريه كرد، توبه او را پذيرا شد ولى به او فرمود: در برابر چشمان من هرگز ظاهر مشو، چرا كه نمى‏توانم به تو نگاه كنم. وحشى به سوى شام رفت و سرانجام در سرزمين خمر از دنيا رفت. بعضى سؤال كردند آيا اين آيه تنها در باره او است يا همه مسلمين را شامل‏ مى‏شود فرمود: همه را شامل مى‏شود. 2- جوانى گريان خدمت پيامبر (صلي الله عليه و آله) آمد و سخت ناراحت بود و مى‏گفت: از خشم خدا مى‏ترسم. فرمود: شرك آورده‏اى؟! گفت: نه. فرمود: خون ناحق ريخته‏اى؟ عرض كرد: نه. فرمود: خدا گناه تو را مى‏آمرزد هر قدر زياد باشد. عرض كرد: گناه من از آسمان و زمين و عرش و كرسى بزرگتر است. فرمود: گناهت از خدا هم بزرگتر است؟! عرض كرد: نه، خدا از همه چيز بزرگتر است. فرمود: برو (توبه كن) كه خداى عظيم گناه عظيم را مى‏آمرزد. عرض كرد: اى رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از روى تو شرم دارم كه بازگو كنم... هفت سال نبش قبر مى‏كردم و كفنهاى مردگان را برمى‏داشتم تا اينكه روزى به هنگام نبش قبر به جسد دخترى از انصار برخورد كردم، بعد از آنكه او را برهنه كردم ديو نفس در درونم به هيجان در آمد ... (سپس ماجراى تجاوز خود را شرح مى‏دهد). هنگامى كه سخنش به اينجا رسيد، پيامبر (صلي الله عليه و آله) سخت برآشفت و ناراحت شد فرمود: اين فاسق را بيرون كنيد، و رو به سوى او كرده اضافه نمود: تو چقدر به دوزخ نزديكى؟! جوان بيرون آمد سخت گريه مى‏كرد، سر به بيابان گذاشت و عرض مى‏كرد: اى خداى محمد! اگر توبه مرا مى‏پذيرى پيامبرت را از آن با خبر كن و اگر نه آتشى از آسمان بفرست و مرا بسوزان و از عذاب آخرت برهان. اينجا بود كه پيك وحى خدا بر پيامبر نازل شد و آيه 53 " قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا ..." را بر آن حضرت خواند. تلاوت اين آيه از سوى جبرئيل در اينجا ممكن است به عنوان نخستين بار نباشد كه جنبه شان نزول پيدا كند، بلكه تكرار آيه‏اى باشد كه قبلا نازل شده براى تاكيد و توجه بيشتر و اعلام قبول توبه آن مرد گنهكار. 3- گفته‏اند: اين آيات درباره اهل مكه نازل شده، آنها مى‏گفتند: محمد (صلي الله عليه و آله) چنين فكر مى‏كند كه هركس پرستش بت كند يا دستش به خون انسانى آغشته شود هرگز بخشوده نخواهد شد، در عين حال به ما مى‏گويد اسلام بياوريد، ما چگونه اسلام بياوريم در حالى كه هم بت پرستيده‏ايم و هم خون بى‏گناهان ريخته‏ايم؟! که اين آيه نازل شد و درهاى توبه را به روى آنان گشود.