همه نقاش شده اند...
همه نقاش شده اند!
برای هم زیر و رو می کشند، خط و نشان می کشند، و بعضی مظلومانه ,درد جدایی می کشند...
چه دنیایی! پر از هنر!
نعره ی هیچ شیری خانه ی چوبی مرا خراب نمی کند،
من از سکوت موریانه ها میترسم...
تو همانی که می اندیشی،، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی، به دنبال رویاهایت برو و به یاوه های
مرغ و خروس های اطرافت فکر نکن...
درست مترکُن!
آدم ها هم قد خودشانند ,
نه هم قد تصورات تو...
+ نوشته شده در سه شنبه ۴ تیر ۱۳۹۲ ساعت 22:9 توسط فاطمه قربانی
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است