استاد مطهری...
استاد مرتضی مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون
نوشته اند :
از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :
چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند؟
اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...؟
این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم
این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی
تا وقتی که ساکن است مورد احترام است!
تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است اما همینکه به راه افتاد
و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمیکند ،
بلکه سنگ است که بطرف او پرتاب میشود
و این نشانه یک جامعه مرده است ولی یک جامعه زنده
فقط برای کسانی احترام قائل است که :
متکلم هستند نه ساکت، متحرکند نه ساکن، باخبرترند نه بیخبرتر
نوشته اند :
از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :
چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند؟
اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...؟
این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم
این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی
تا وقتی که ساکن است مورد احترام است!
تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است اما همینکه به راه افتاد
و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمیکند ،
بلکه سنگ است که بطرف او پرتاب میشود
و این نشانه یک جامعه مرده است ولی یک جامعه زنده
فقط برای کسانی احترام قائل است که :
متکلم هستند نه ساکت، متحرکند نه ساکن، باخبرترند نه بیخبرتر
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 14:12 توسط حمید نوری
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است