میخواهم بروم...

بروم به جایی که هیچکس نداند

حتی کلاغهایی که میگویند خبر چینند

نمیخواهم بدانند که کجایم

تا خبری از من نبرند

میخواهم دردهایم را پنهان کنم

دردهایی که همچون آتش زبانه میکشد

نمیخواهم , این زبانه کسی را بسوزاند

نمیخواهم کسی را بیازارم

میخواهم قدری تنها باشم

اگر آتشی هست بجان من باشد

نمیدانم چرا

ولی نمیخواهم کسی بداند که کجایم

میخواهم قدری تنها باشم

تا شاید با دردهایم کنار آمدم

تا شاید مرا با خود بسوزاند...