محض خنده...
بابام: میخوام این ترم معدلت ۱۸ بشه!
من: باشه ! من این ترم معدلم ۲۰ میشه!![]()
بابام: شوخی میکنی؟!
من : خودت سر شوخی رو باز کردی... ![]()
یه کاسه ای هست بهش میگن کاسه ی صبر.
ولی من شک دارم که واقعا کاسه ی من یکی کاسه باشه...
فکر کنم از این لگن قرمزاس ![]()
بچه که بودم مامانم که شیشه پاک کن میخرید لحظه شماری میکردم تا اون ماده ی داخلش تموم بشه بعد توش آب پر کنم بازی کنم...
این بلند مدت ترین برنامه ریزی بود که تو بچگی انجام میدادم ![]()
تا حالا دقت کردین وقتی برای یه چیزی تو سفره کلی نقشه میکشین دقیقا یه نفر همونو بر میداره!!!![]()
تو روزهای امتحان حتی ظرف شستن هم تفریحی بسیار مهیج به حساب میاد...
توی اول دبیرستان دوست احمقم ترک تحصیل کرد...
ولی ما به سلامتی دانشجو شدیم![]()
خدا رو شکر ایشون ماشین هیوندای جنسیس داره..
بنده هم یک دستگاه ماشین حساب دارم![]()
+ نوشته شده در دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 13:2 توسط فاطمه قربانی
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است