...
وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد گفت: جایی که میری غرورتو میشکنند و به احساس پاکت سیلی میزنند... نکنه ناراحت بشی.
من تو کوله پشتیت عشق گذاشتم تا ببخشی...
خنده گذاشتم تا بخندی...
گریه گذاشتم تا گریه کنی...
و مرگ گذاشتم تا بدونی دنیا ارزش بدی کردن نداره...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 13:2 توسط فاطمه قربانی
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است