وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد گفت: جایی که میری غرورتو میشکنند و به احساس پاکت سیلی میزنند... نکنه ناراحت بشی.    

 من تو کوله پشتیت عشق گذاشتم تا ببخشی...   

 خنده گذاشتم تا بخندی...   

 گریه گذاشتم تا گریه کنی...   

 و مرگ گذاشتم تا بدونی دنیا ارزش بدی کردن نداره...