از جنس پاکی...
راستی ، آدمی از دور خیلی حرف ها می زند و خیلی ادعاها می کند ولی
در بوته آزمایش، خمیره ها معلوم می گردد...
در آمریکا زندگی خوشی داشت، از هر نوع امکاناتی برخوردار بود؛ ولی از همه ی
آنها گذشت و به جنوب لبنان رفت. رفت تا در میان محرومان زندگی کند.
می گفت: " اگر نمی توانم به این مظلومان کمکی کنم، لااقل می توانم
در میانشان باشم، مثل آنان زندگی کنم و درد و غم آنها را در قلب خود بپذیرم"
در لبنان به مصطفی(چمران) می گفتند: "أبوالفقرا" یعنی پدر فقیران!
چون رفتارش خیلی شبیه فقرا و مستضعفین بود؛ بعضی وقتها ، فاصله مدرسه
و منزلش را که بیشتر از یک ساعت ونیم راه بود، با پای پیاده می رفت.
"خدایا! تو را شکر می کنم که با "فقر" آشنایم کردی تا رنج گرسنگان را بفهمم
و فشار درونی نیازمندان را درک کنم.
خدایا! تو را شکر می کنم که مرا با درد آشنا کردی تا درد دردمندان را لمس کنم!"
شادی روحش صلوات
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است