سخت میگذرداین روزها...
قرار است دردلم ازاویک آدم معمولى بسازم...!
...........-..............-............
اگه عشق نباشه مولکولهای اکسیژن و هیدروژن نمی تونن اینقدر محکم همدیگرو فشار بدن که اشک جفتشون دربیاد!!!
...........-...........-..............
چه بی تفاوت زندگی می کنند
آدم ها...
بی آنکه بدانند در گوشه ای از دنیا
تمام دنیای کسی شده اند...
.............-...............-...........
تو به افتادن من در خیابان خندیدی و من تمام حواسم به چشمان مردم بود که عاشق خنده ات نشوند.!
...........-..............-............
خدایا!
میوه ی کدام درخت باغت را گاز بزنم
که از زمین رانده شوم؟!
.............-............-............
برای هزارمین بار پرسید:
تا حالا شده من دل تو را بشکنم؟
من هم برای هزارمین بار به او دروغ گفتم:
نه! هیچوقت
تا مبادا دلش بشکند!
...........-..............-............
تکیه بده... اما!
به شانه هایی که اگر خوابت برد... سرت را زمین نگذارد