مادر سلام! آمدهام بعد سالها انگار انتظار تو را پیر کرده است زود است باز این همه پیری برای تو شاید منم که آمدنم دیر کرده است مادر مرا ببخش اگر دیر آمدم جایی که بودم از نفس جاده دور بود آماج سنگ حادثه بودم ولی شگفت آیینه ی شکسته من پر غرور بود دیرینه سال بود که در دور دستها یک سرزمین به گرده ی من بار درد بود در من کسی شبیه یلان حماسهساز بیوقفه با زمین و زمان در نبرد بود دیرینه سال بود که سرپنجههای من چنگال بسته بود به حلقوم خاک سرد تا مغز استخوان مرا خورده بود خاک تا مغز استخوان مرا خورده بود درد قصد تو را زمین و زمان کرده بود و من تنها برای خاطر تو این چنین شدم-
-که چنگ بر گلوی زمین و زمان زدم یک عمر استخوان گلوی زمین شدم مادر! مرا ببخش اگر دیر آمدم یک مشت استخوان شدنم طول میکشید تا ارتفاع شانه مردان شهرمان از دست خاک پر زدنم طول میکشید مادر نمیر! زندگی من از آن تو!
مادر نمیر! زندگی از آن میهن است بعد از من آفتاب تو هرگز مباد سرد!
بعد از من آسمان تو هرگز مباد پست
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 2:21 توسط علیرضا علیزاده
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است پیغام او مفتاح فتوح است سلام او در وقت صباح مومنان را صبوح است ذکر اومرحم دل مجروح است ومهراوبلانشینان راکشتی نوح است . . . . . . . دلم نه عشق میخواهد
نه دروغ های بزرگ
نه ادعا های بزرگ
نه بزرگ های پر ادعا...
دلم فقط یک استکان چای میخواهد و یک دوست که بشود با او حرف زد و بعد پشیمان نشد.. * * * * * وقتی تنهاییم دنبال دوست میگردیم...
پیدایش که کردیم دنبال عیبهایش میگردیم...
وقتی که از دستش دادیم در تنهایی دنبال خاطراتش میگردیم...
مراقب قلب ها باشیم...
هیچ چیز آسان تر از قلب نمیشکند...
* * * * * عرض ادب خدمت تمام دانشجویان محترم وباprestige فیزیوتراپی
صمیمانه از همه جمع کلاس درخواست میشود که با پست مطالب جدید لیست نویسندگان وبلاگ
کوچیکمون رو مزین کنن!!!. . . . . کامنت هم یادتون نره باتشکر