[سرد بودنـــــم] را بگــــذار به حساب…
[گرم بودنت] با دیگران …

.

خیلی وقت است که کــــات گفته ام . . .
ولی تو همچنان برایم بــــازی میکنی . . .

.

نشسته ام…
_ کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی….
عمق نامردی ات را اندازه می گیرم

.

خنده ام میگیرد…
وقتی پس از مدتها بی خبری،
بی آنکه سراغی از این دل بگیری…
می گویی دلم برایت تنگ است …
یا دلم را به بازی گرفته ای،
یا معنای واژه ها را خوب نمی دانی ؟
دلتنگی … ارزانی خودت،
من دیگر دلم را به خدا سپرده ام…

.

گاهی فکر میکنم …
بعضی هاااا همان بعضی هاااا بمانند بهتر است !

.

زمانی می رسد که تمام عاشقانه هایم برای تو ،
در یک کلمه خلاصه می شود :
گور بابات !

.

مقصر خود ماییم
عشق را به کسانی ارزانی میکنیم که
از زندگی ، جز آب و علف روزانه، نه میفهمند , نه میخواهند!

.

ترکت میکنم و تنهایت میگذارم…
تا بیش از این انرژی ات را صرف نکنی برای…
صادقانه دروغ گفتن…

.

این روزها قدم که میزنم ، منحرف میشوم به سمت چپ !
در قلب من چیزی سنگینی می کند مدام …
باید بیرون بیندازمت

 .

به جهنـم که نیــــستی ..؛
مگـر مغـول ها یک قـرن تمـام حمله نکردنـد ..؟
مگر نگـذشت ..؟
نبـودن تـو هـم مـی گـذرد ..!