.........
گاهی حرفم را برای نان ریزه های حیاطمان میزنم!
شاید گنجشکان هضمشان کنند...!!!
.
لطفــا دوستم نداشته باش !.
از آخریــــــن باری که دوستم داشتند تـــــــا امروز
.
.
خیلــی سخــــــــت گذشت...
.
خیلی وقت است فراموش کرده ام …
کدامیک را سخت تر می کشم … ؟
رنــــج !
انتظار !
یا نفس را
.
از حق نگذریم.گذرت از من حق نبود...بگذریم یا حق!!!
.
برایم تعریف کن تا من هم بدانم....
هرگز فراموش نشدن"
چه حالی دارد؟!
.
چــــــــــــــــرا دوباره برمیگردی؟؟؟
نبـــــــــش قــــــــــــبر گناه است"مومـــــــن"
بفــــــــــــــــــهم!!!
.
خدایا...
کــمــی بــیـا جــلــوتــــر . .
مــی خــواهـــم در گوشــت چــیــزی بــگــویم . . . !
ایـن یـک اعــتـراف اســت . . .
مــن ..
بــی او ..
دوام نــمی آورم...
.
تو بردی و همه برایت هورااا کشیدند...
حالا پایت را از روی خرده های دلم بردار...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۲ ساعت 1:6 توسط علیرضا علیزاده
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است