وقتی...
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم.
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم.
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم.
وقتی او تمام کرد
من شروع کردم.
وقتی او تمام شد
من آغاز شدم.
و چه سخت است,
تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است,
مثل تنها مردن!
(دکترشریعتی)
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۲ ساعت 14:56 توسط فاطمه قربانی
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است