امشب هنگام خوابیدن با خود قدری فکر کنیم
امروز چه کرده ایم که فردا لایق زنده ماندن باشیم...
امروز چه کرده ایم که فردا لایق زنده ماندن باشیم...
مـیـگـویـنـد از تـو نـنـویـسـم! در خونِ مـن گـِردهَـمـایـیِ لـبـخـنـدِ تـو بـرپـاسـت... و ایـن را چـه کـسی مـیدانـد ؟
جوانمردا!
چندان که توانی از مال وجاه واز قلم وزبان از هیچ کس دریغ مدار
که وقت آید که خواهی خیری کنی و نتوانی
من شرمنده ام برای دست های چروکیده ات برای
قامت خمیده ات برای غرورت که هر روز له میشود
سکوت من هزار بار از زخمهای دل تو زجر آورتر است
پدرم....
لبخند زدن خیلی راحت تره
تا بخوای به همه توضیح بدی چرا حالت خوب نیست …
اشتباه نکن
نه زیباییِ تو
نه محبوبیتِ تو
مرا مجذوبِ خود نکرد
تنها آن هنگام که روح زخمی مرا بوسیدی
من عاشقت شدم .....
بعضی حرفها رانباید زد
بعضی حرفها رانباید خورد
"بیچاره دل"
چه میکشد میان این زد و خورد...
+ نوشته شده در یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۱ ساعت 10:25 توسط امین عمرانی
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است