"ابوسعید ابوالخیر" به مجلسی دعوت شده بود که وعظ کند.

جمعیت بیش از گنجایش مسجد بود و مستمعین چنان نشسته بودند

که جا برای تازه واردان نبود. کسی برای گشودن جا فریاد کشید:

خدا بیامرزد، کسی را که برخیزد و گامی فرا پیش نهد!

و ابوسعید که تازه بر منبر نشسته بود تا سخن بیاغازد، گفت:

"سخن همین است، که این مرد گفت! "