بی کرانه...
اشکهاي مادر ...
مرواريد شده است در صدف چشمانش،
دکترها اسمش را گذاشتهاند آب مرواريد!
حرفها دارد چشمان مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد.
دستانش را نوازش مي کنم،داستاني دارد دستانش...
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 19:44 توسط حمید نوری
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است