باور بکن این شهر جای زندگی نیست
تا ناخدایانند جای بندگی نیست
این تیره دلها از شقایق سر بریدند
اینها برای آخرت ذلت خریدند
دین دارهای شهرمان در خواب رفتند
اهل نماز و عشق بازی آب رفتند
چشم کسی از ترس داور غرق نم نیست
بی دین و دنیا پیشگان در شهر کم نیست
دیوارهای شهرمان را غم گرفته
سجاده ها در خانه هامان نم گرفته
دیگر کسی دلتنگ عصر جمعه ها نیست
دیگر کسی در فکر و یاد جبهه ها نیست
یک روز اینجا عرصه حکم و قصاص است
دنیا پر از شمر و یزید و عمر و عاص است
من منتظر تا فصل هم عهدی بیاید
با ذوالفقار حیدری مهدی بیاید
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 11:27 توسط امین عمرانی
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است