کل خاندانمون نشسته بودن داییم بهم گفت تو خیلی دلقکی باید بجای میمون تو رو میفرستادند فضا ،
منم یکم اندیشه کردم و گفتم : حلال زاده به داییش میره ! یه سکوته خاصی همجارو گرفت اون لحظه !!! :))))
منم یکم اندیشه کردم و گفتم : حلال زاده به داییش میره ! یه سکوته خاصی همجارو گرفت اون لحظه !!! :))))
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 16:39 توسط امین عمرانی
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است