چه بگویم...؟!
رنج جان کاهی است
گنج بودن و مجهول ماندن !
گنج بودن و در ویرانه ها فراموش ماندن!
رنج بزرگی است علم بودن و عالم نداشتن!
علم بودن عالم نیافتن!
زیبا بودن و نادیده ماندن!
فریاد بودن و نا شنیده ماندن!
نور بودن و روشن نکردن!
آتش بودن و گرم نساختن!
عشق بودن و دلی نیافتن !
روح بودن و کالبدی نبودن!
چشمه بودن و تشنه ای نیافتن!
پیام بودن و پیامبر بودن و کسی نداشتن!
مثنوی بودن و خواننده ای ندیدن!
چنگ بودن و پنجه ی نوازنده ای نبودن....
چه بگویم ؟!
خدا بودن و انسان نداشتن!
"دکتر علی شریعتی"
+ نوشته شده در شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 2:5 توسط حمید نوری
|
به نام ان خدایی که نام اوراحت روح است